حسین ماه تمام منحسین ماه تمام من، تا این لحظه 10 سال و 3 ماه و 21 روز سن دارد
حـــلمــاجـــونحـــلمــاجـــون، تا این لحظه 7 ماه و 2 روز سن دارد

حـــــلما و حســــین

" اولین سالگرد فوت داداشی"

شگفتا! وقتی که بود نمی دیدم، وقتی می‌خواند نمی شنیدم... وقتی دیدم که نبود... وقتی شنیدم که نخواند...! چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد وزلال، در برابرت، می جوشد و می خواند و می نالد، تشنه آتش باشی و نه آب ... و چشمه که خشکید،  چشمه از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت، و آتش، کویر را تافت  و در خود گداخت و از زمین آتش روئید و از آسمان بارید تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش،  و بعد ِعمری گداختن از غم ِنبودن کسی که،  تا بود، از غم نبودن تو می‌گداخت. و تو آموختی که آنچه دو روح خویشاوند را، در غربت این آسمان و زمین بی‌درد، دردمند میدارد و نیازمند بیتاب یکدیگر میساز...
2 شهريور 1398

💔💔به بهانه چهارمین سالگرد عروسی عموجان فقید حلما و حسین 💔💔

چه میدانستم قربانگاه کجاست ؟؟؟ من فکر کردم فقط یه نگاه صمیمانه است . بابا کوچولو بودم دیگه ببخشین نفهمیدم  قربانگاه کجاست ...عشق کیه ... نگو که به دیدار عشق  می روی .!!!... نگفتی که عاشق می شوی دلت پیش عشقت گیر می کند . میری و دیگه برنمیگردی!!!...؟؟؟...   گریه نکن باباجون میدونم تو هم نمیخواستی که سهم محمدت از زندگی چشم دوختن به در باشه تا باباییش بیاید با یه دنیا دوس داشتن و  با یه اسباب بازی کنترلی ... عیبی یوخ بابا تو با خدایت خوش باش من هم مواظب مامان جونم هستم ... راستی بابا امشب چهارمین سالگرد عروسی تو و مامان جونمه اگه پیشمان بودی ... حتما امشب کیک  سالگرد عروسی تون رو میذاشتی اول...
21 خرداد 1398

🌴ناگهان چه زود دیر میشود !...؟🌲

  و ناگــــــــ ـهـــ ان چـــ ه زود دیـــــ ر شُـــ د ... شَـــــ صت و ســــ ه روز از تـــــ لخـــــ تَرین روز زندگـــــــ یمان گـُـــــــــ ـذشت ... وای کـــــ ه  این شـَـــــــ صت و ســــــ ه روز چه سَخت  گــــــ ذشت ... الـــــــــــــــهی به تــَــــ مام دلــــــ های بـــــ ــــی قـــــــــــــــ رار آرامــــــــــــــــ ش ارزانــــــی کن !   به انــــــــــ دازه تــَــــــ مــــام گَــــلوهـــ ای بـــــی صِـــــ دا دلـــ 💗 م بـــ رایـــ ت تـ  ـ نگ اســــ ت بــــــــــــ 💗 رادر   کـُـــــــ جایی آخَـــــ ر مـــــــ همانی خُــــــــــــ دا مــــ گر تــــــ ...
3 آبان 1397

◼️ چهل روز گذشت ...◼️

ای ســاربان آهـــسته ران کــارام جــانم مــیرود 😔 وان دل که با خود داشتم با دلـستانم مــیرود 😔 من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او 😔 گویی که نیشی دور از او بر استخوانم میرود 😔   با تسلیم به مشیت الهی چهل روز از آسمانی شدن عزیز سفر کرده مان گذشت  .. برادرم آسمانی بود و عاشق دیدار خداوند ... مهربان بود و مهرپرور ...بال بال می زد برای  وصال محبوب لم یزلی ... رفت و به آرزویش رسید و ما را  در کوره غمهایش سوزاند و خاکستر کرد... خداوندا تو را به عزت و جلالت سوگند میدهم ​​​​​​روح پاک آن عزیز سفر کرده و ارواح طیبه تمام مؤمنین و مؤمنات را با حضرت سی...
7 مهر 1397

◼️◼️در سوگ برادر جوانم◼️◼️

« کلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ * وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ» ( آیات 26 و 27 سوره مبارکه الرحمن) هرکه روی زمین است دستخوش مرگ و فناست و خدای باجلال و عظمت باقی می ماند.   گـــــلچین روزگار عـــــجب باســلیقه است می چیند آن گــلی که به دنیا نمونه است .   ماه تمام من حسین عزیزم ! عمو خیراله عزیزت در جمعه سیاه دوم شهریور 97 به دلیل ایست قلبی دار فانی را وداع گفت و برای همیشه تنهایمان گذاشت ... پسرم از دست دادن عزیز سخت است و وداع با برادر خیلی سخت است . وداع با برادر کوچکتر سخت ترین وداع هاست ... ع...
13 شهريور 1397
1930 27 23 ادامه مطلب

💖پـرواز سیـد رضـا💖

تقـــــــدیم به سیــــد محمــــد رضــــای عــــزیز گ امروز فضیلیت زنده نگهداشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست . مقام معظم رهبری سلام بابایی منم محمدرضا ... می شناسی که ... صباحی چند دلبند بابا بودم و بابا بند دلم بود . بابا دنیای من بود و من دنیای بابا بودم . یک روز دنیای من از پیشم رفت . تنهایم گذاشت . برای همیشه رفت . رفت که دیگر نیاید رفت که دیگر نباشد ... مرا به خدا سپرد و رفت ... به چه قیمتی ؟؟؟ نمی دانم . می گویند : به قیمت بی بابا نشدن  کودکان دیگر !!! ... به قیمت اسیر نشدن رقیه های سه ساله شام !!! ... به قیمت خفه نشدن طفل های 2 ساله در زیر آب توسط حرامیان نابکار !!! ... مع...
7 مرداد 1395
1