حسین ماه تمام منحسین ماه تمام من، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره
حـــلمــاجـــونحـــلمــاجـــون، تا این لحظه: 11 ماه و 10 روز سن داره

حـــــلما و حســــین

یازده ماهگی جان جانان😍💞

یازده ماه از آغاز شدن من و مامان و ماه تمام من گذشت .  بودیما ولی نبودیم . تو که آمدی عرض اندام کردیم . به دنیا آمدیم ... روزمان از نو شد و روزی مان از تو ... چه درهای بسته که یک به یک باز شد ...خداوندگارا ! هیچ  خانه را بی دختر مپسند ...  گل زندگیمون یازده ماهگیت مبارک " 😍💟💞💝💘💗💖💕🎆🎈🎁🎀🎄🎇🎉🎊🎍☎📲🎋🎍🎊🎉🎇💮💮♥   تاج سرم که تو باشی پادشاه ملک وجود می شوم... تو مرا داداش کردی تا قیامت به خدا شکرگزارم . 💖💗💝🌼🌻🌺🍃🍂🍁🍀🌲🌳🌴🌵🌷🌸🌹🌱🌰🍍🍓🍒🍑🍐🌿🏵 پی نوشت : جوجوی مامان هزار ماشاألله این ماه کللللللللللللی پیشرفت داشت: ...
1 بهمن 1398

این چند روز

حلما و حسین عزیزم ! ننوشتن از شما دیوانه وار می کُشدم . آرامشم می رود وقتی تاریخ پست هایتان هی قدیم می شود . شما مرا در رود زمان جاری می کنید . باید شما را نوشت . دو بال پرواز من که شدید به کمتر از  بیکرانه دل نمی دهم . دلم هوای اوج آسمانه می کند . هر دم که با وجودتان مرا پر از بهانه می کنید . خودم هم نمی دانم چرا این چند وقت دست و دلم به نوشتن نمی رود . دلم بگه براتون که امسال سال خوبی برای کشور عزیزمان ایران  نبود . شرایط سختی پیش آمد و زندگی برای هموطنانمان یه خورده سخت شد . لذا فرزندان عزیزم ! خب ما هم انسانیم و  شریک غم...
26 دی 1398

دلنوشته حسین برای حاج قاسم

سلام حاج قاسم ! من یکی از میلیونها انسان آزاده اندیش جهان هستم . پدرم به عشق رهبر آزادگان جهان ،  نام حسین را بر من نهاد . من افتخار می کنم از تبار دوست و همرزم شهیدت ، شهید  پرافتخار وطن و مدافع حرم آل الله سرهنگ پاسدار حاج سیدرضا مراثی لیلان با سردار قلبها سخن می گویم .  پدرم شما را خیلی دوست دارد و می گوید :  شما در راه پاسداری از حرم های الهی شهید شدید . او می گوید : شما 40سال در کوه و دشت و بیابان به دنبال شهادت گشتید و عاقبت به آرزوی خویش رسیدید . من داعش را در سریال پایتخت دیدم و تنم لرزید ....
19 دی 1398

🕊💫🕊#حاج قاسم شهادتت مبارک 🕊💫🕊

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد علمــــــدار نیامد سپهــــدار نیامد  فرزندان عزیزم حلما و حسین جانم ! با تاسف و تالم قلبی ، ساعت 1:20 بامداد جمعه 13دیماه 1398 (زمانی که همه ما در خواب بودیم) ، آمریکای زبون و جنایتکار بدستور دونالد ترامپ (رئیس جمهور خون آشام ایالات متحده آمریکا) ، سردار حاج قاسم سلیمانی ،  فرمانده سپاه قدس ، مجسمه تواضع ، نماد شرف و غیرت ملت ایران مرد پولادین جبهه های نبرد حق علیه باطل را بهمراه سردار ابومهدی المهندس فرمانده یگانهای مقاومت الحشدالشعبی عراق  و 8نفر از همرزمان شهیدشان ناجوانمردانه با شلیک موشک از پهباد آمریکایی در فرودگاه بغداد ترور و به فیض شهادت رسانید . با قلبی آکنده از اندوه...
14 دی 1398

پرنسسم نه ماهگیت مبارک😍😍

الهی هزاران هزاران سپاس ؛ از چشمهایمان که بستیم و باز کردیم حلمای جنقلی مون نه ماهه شد میگویم . جالبه مگه نه ؟ ...!!! آخه نه کیلو هم وزنشه . خانم بهداشت هم از قد و وزنش  راضی بود . وووووووی سه ماه دیگر تولد عشقمونه . حکایت اینروزهایش شنیدنی ست . این روزها ؛ نازبانوی کوچک خانه کرشمه که آغاز میکند  قصر آرزوهای بابا چه باشکوه می شود . معجزه می خواهم چکار ؛ از این سر خانه تا آن سر خانه راه می رود آن دست های ظریف کودکانه اش را که چند ثانیه رها میکند بدون کمک  سر پا می ایستد و به زمین می افتد و دوباره بلند می شود و لبخند می زند دنیایم بدجور خراب می شود . مهر پرنسس رؤیاهایم چه معجزه ها که نمی کند ....!!! . آهنگ نگاه نرمش نوید ر...
30 آبان 1398

بیرون زدن نوک دو دندان پیش حلمایی

خدایا شکرت بی قراری های آرام و قرار من تمام شد و نوک دو دندان پیش میانی پایینی حلمای صبور مامانجون در یازدهم آبان98 در هشت ماه و سیزده روزگی بیرون زد .  💜💜💜💞آرامشت مبارک حلمای مهربونیا 💜💜💜💞     ...
21 آبان 1398

💞تفسیر جمله دوستت دارم💞

دنــیای مـــرا چه ماهــــــرانه زیر و رو می کنی با نـگاههای دلـــبرانه ات حـــلمایــ نازنــین منـ . 💗 قــصه اش طولانـــیست . وه کهــ روز الـــست منی تو  به دنــیای مـــثالمــ . 💞 روزی که وارث جـــمال و زیــبایی خداوند شدیــ . 💕 بابا برایتــ عاشــــق ترین می ماند . برای تو کــهـ زیــــباترین و بالاترین شادی دنیا را به من بخشیدیـــ  . ❣️ خـــــنده های از ته دلـــت امانم را می برد معصومیت بی نهایت منــ ! 💓   آری آری تو تــفسیر جمله دوســـتت دارمی ... 💘 ...
16 آبان 1398

💗هشت ماهگی حلما جون💗

  حلمای هشت ماهه مون این روزها یه ریز با دست هایش کف می زند و خنده و شادی می کند . دمسازش که میشوی ناز کردنهایش شروع می شود .  نازهای حلمایی هم که خریدن دارد . پاک است و بی آلایش . قیمتش سفر به ساعت صفر عاشقیست . به دور از هیاهوی شهر ساعت دلت را با زمان کودکی که کوک میکنی و همبازی اش می شوی تازه میفهمی  دور و برت چه خبر است ...!!! چندروزی که بابا نبود و به کربلا رفته بود مامانی برایش دست دادن را یاد داده و دوسه بار که می گویی حلما دست بده گرمای دست راست کوچک بامحبتش را با تمام وجود لمس می کنی  .الان هم مامانیش روی پروژه بای بای کار می کند .  💟💟🎆 حلمای هشت ماهه مون این روزها راه می ر...
30 مهر 1398

قدم قدم با یه علم

ساعت به وقت کربلا تو را می خوانند ایستاده در بلندای زمان اجابت می کنی مال خودت نیستی   بی خیال گذر ثانیه ها دوست دارم بهایش هر چه باشد یه عمر عاطل و باطل چرخیدم بالاخره مولایم خرید   وصل شدنم مبارک   قطره ... قطره نه قطره نیستی دریا به تو می نازد اقیانوس می شوی یادت که می ماند در تلاطم زمان گم نشوی . عقربه ها می چرخند   تو را می خوانند   همت نیست قسمت هم نیست ...
17 مهر 1398

این روزهای دخترم حلما

دخترم حلما این روزها دلبری می کند . هفت ماه  و پانزده روز سن دارد .  همش دنبال تکیه گاه می گردد  . می نشیند جایش را راحت می کند و شروع می کند به درجا لی لی کردن . پشتش را و سرش را که به جایی گیردار می کند . خنده کنان سرش را جلو عقب می کند و با نواختن ضربه های پشت سر به تکیه گاهش که هر چه باشد عقل از سر خودش و آدم  می پرد . بغلش که می کنی بدن کوچولوش را به سینه می چسباند   و خوشش می آید و دل سیر با پشت سر به سینه می کوبد . مامانش می گوید این رفتارش هر چند شادی آور است اما بد است چون می رود بغل دیوار و با دیوار بازی می کند و کار دست خوش و ما می دهد . دخترم حلما شاداب و سرحال است ...
14 مهر 1398