حسین ☂ماه تمام من☂

نوگلان ایران زمین سلام دوستتون دارم .

دفـتر خاطـرات سال پنجـم حسین

 کوچولوهای عزیز آدم های بزرگ  سلام . من حسینم که بابام بهم میگه ماه تمــــام .  عزیزان خوش اومدین قدم هاتون روی چشام . من توی وبلاگ خودم میــزبان قدم لطف شمام . کودکی شادم و شیـرین فـکر نکنید شیطون بلام . دوستان گل من ای نوگلان شادم تموم لحظه هام .  خرداد هشتاد و هشت تو دنیا پا گذاشتم . برای زندگانی سنگ تموم گذاشتم .  سوسوی چشمهایم زندگی آغاز کرد . هق هق گریه هایم بغض دلم باز کرد .  همه نیگام می کردند نی نی صدام میکردند .  فرشته ای مامان نام خدا واسم فرستاد . کتاب زندگی را مامان...
23 آذر 1392

تولدامیرعلی پسردایی گل حسین

 جونمی جون امیرعلی یک ساله شد . امروز سالروز تولد امیرعلی پسردایی گل حسینه . امروز ماه ترین نی نی دنیا به دنیا میاد به افتخارش هوراااااا .   بازم شادی و خـنده بازم جـشن تولد   خوش اومـدی عـــزیزم تولدت مبارک چهارده شـــهریور تو اومـدی به دنیا وجـود پاکت اومد تو جـمع خـلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آســـمون فـرستاد خــــــدا یه ماه زیبا الـهی که هزارسال همین جشنو بگیریم به خاطـر وجــــــودت به افــــــتخار بودن تو این روز مـبارک تو ب...
16 شهريور 1392

دهــمین سالگـرد عـــقد مامان و بابا

زندگی زیباست اگر در تلاطم زمان گم نشویم...   حسین عزیزم ای ماه تمام من ! امروز بیست و سوم مرداد 92 دهمین سالگرد عقد مامان و باباست .  ده سال پیش در چنین روزی بابایی با بهترین هدیه از سوی خداوند متعال سورپرایز شد  که هنوز  و تا قیامت از داشتن چنین هدیه ای بر خوشتن خویش میبالد .   همسر عزیزم ! به یقین بهترین انتخاب عمرم همراه شدن با تو در مسیر پرتلاطم زندگی است .   و قشنگ ترین تصویر عمرم عکس نازنینی از نخستین دیدن توست و  آهنگ زیبای عمرم ٫ یادگار دلنشین اولین خندیدن توست .     &nb...
12 شهريور 1392

شـهادت مــولای مـتقیان تسـلیت باد

    حسین عزیزم ای ماه تمام من ! دست در دست پدر بگذار برویم سوی خدا ، یا علی گوییم ، برویم تا درگه نور و امــــــید تا به جایی که مَلَک ره نبرد  برویم سوی خدا سوی حق سوی امید  باید قدرمان قدر شود قدر مـقدّر بشود قدرمان قدر شود قدر مقدّر بشود  امشب عزیزم  شب بیست و یکم ماه رمضـان است شب نزول قـــــرآن است  امشب شب قـدر است شب تقدیر و برات است شب امـضای مقـدّرات است شب برآورده شدن حاجات است شب قـــــــرآن به ســــــــرگرفتن است  حسین عـــــزیزم ! شب قـدر، وقت شناختن قــدر خویــشتن است ...
15 مرداد 1392

دفـــتر خاطـرات سال ســوم حسین

 شـکر در کام من شیـرین تر از خواب سـحر گردد جــگرها خون شـود تا یک پــسر  مــــثل پدر گردد پدر در کودکی گیرد به ذوق خویش دست پسر را به امّــــیدی که در پیــــری پسر دست پدر گیـــرد          سال سوم زندگی ات با سومین سفرت به امام رضا(ع) کلید خورد سفر اول تو دل مامان شش ماهه مسافر بودی سفر دوم در روز تولد آقای خوبیها  "امام رضا (ع)" پیشش بودی امّا سفر سوم از چرخش این چرخ فلک ، سفرت باز هم جشن تولد داشت و تولدت رنگ و بوی امام رضایی داشت اینبار روزشمار سرنوشتمون پابوسی آقای مهربون را نشون می داد باز هم دعوتنامه بنام های حسین و مامان و بابا...
5 مرداد 1392

یک ماه پر از خــاطرات تلخ و شیرین

روز شنبه شانزدهم  خرداد 88 در هفتمین روز میلادت در بیمارستان شهید اکبرآبادی از خون کف پایت برای آزمایش تیروئید نمونه گیری انجام شد که البته آزمایش تکمیلی در بیمارستان مفید در تاریخ ٨/05/88 انجام شد و یادش بخیر در برنامه زنده و شاد کودکانه سالن آمفی تئاتر بیمارستان مفید شرکت کردیم .   روز یکشنبه هفدهم خرداد در هشتمین روز زندگی برایت شناسنامه گرفتیم .       روز چهارشنبه بیستم خرداد در یازدهمین روز تولدت عمه معصومه ، عمه مریم ، مسعود  ، فاطمه ، ریحانه و علی از شهرستان اومدن خونمون (بخاطر سرخک پسر عمو هادی ، زن عمو شهناز و هادی نیومده بودند ).   یاد شیرین زبون...
31 تير 1392

دفـــتر خاطـرات سال دوم حسین

بلافاصله بعد از جشن تولّد یک ساگیت بابایی موهای تنک سرت را تیغ زد ، کچل بودن خیلی بهت میومد و چالاک و سبکبال سوار بر اسب آرزوها (سه چرخه کادوئی تولّدت) به کمک بابایی پا در رکاب می شدی و تا نفس داشتی ازشون سواری می کشیدی یادش بخیر مامان بزرگ یه روز خونمون بود بس که از بابایی سواری کشیدی مامان بزرگ به طرفداری از بابایی حسابی ازت شاکی شد .     زبون شیرین و نرمت نم نمک می چرخید و کلمات جدید را نصف و نیمه تلفّظ می کردی . عاشق صلوات گفتنت بودیم اینقدر زیبا و دلنشین و کشیده صلوات می گفتی که اطرافیان ازت التماس صلوات داشتند و تا میگفتی أل لااااااااااااااااااااااااااااااامّ گل از گلمون می شکفت . مامان یک ...
1 مرداد 1392