حسین ☂ماه تمام من☂

حسین ☂ماه تمام من☂
نوگلان ایران زمین سلام دوستتون دارم .



[موضوع : ]
[ يکشنبه 6 تير 1395 ] [ 10:55 ] [ مامان و بابای حسین ]

برای پسر گلم می نویسم تا بخواند و بداند .

نظر تو چيست ؟  اين پست را تولد با تم شمال بنامم یا شمال با تم تولد ... ؟... "متفکر

ماه تمام من" ! امسال همه طول سفر به شمالمان ، یک چمدان بستن بود ... اینقدر ساده و صمیمی گذشت که نفهمیدم رفتیم یا باید برویم . گیج

اگر آثار آفتاب سوختگی بر چهره هایمان نقش نبسته بود باورش برای بابا راحت نبود ...

سفرهای شمال خاطره انگیز است یک بار که می روی خاطراتش ولت نمی کند دیگر نمی شود نروی .

مدیر برنامه مسافرت های شمال ، از کره ماست می گیرد قدر تعطیلات را خوب می داند چند ماه قبل تاریخ سفر را مشخص می کند . حق با اوست دیر بجنبیم ویلا می پرد و دوباره قصه خانه معلم و کدوم معلم و ... قه قهه

دایی اسلام اینا خیلی دوست داشتند بیایند . بهانه بدست بودند . خدا هم یک بهانه قشنگ در دامنشان گذاشت . رادین کوچولویشان فقط شش ماه داشت . اما نگاه هایشان پر از التماس شمال بود .

باجناق بابا از اول بوی نرفتن می داد ... مامان می گوید خاله سعیده اینا همیشه باغ می روند و شمال بدنشان تمام نمی شود .چشمک

آقا جلیل مرد روزهای سخت است شمال با او خوش می گذرد . دل آدم را باز می کند . با آمدنش می رود و با رفتنش در خاطر می ماند . آمد و با بربری هایش جاودانه شد . تودار و خنده روست . خنده

یاد آن روزهایت بخیر ... شهریور شماری هایت ، دل بابا را می ریخت و خواب هایت چه به رنگ خیال بود ...!!!...؟؟؟ . هی می گفتم پسرم ! اندکی صبر فرج نزدیک است ... چون انار معلم بابا شد چینش دانه هایش به من آموخت زندگی از روزهای تلخ و شیرین جور می شود . تاج سرم ! همو که ما را به جهان آورد قبل از ما نیازهایمان را برآورد . آن که جنوب را به شمال وصل می کند ماه تمام من را به توشمال می رساند .

سرک های خورشید سه شنبه چهارده شهریور 96 بشارت یک روز خوب را می داد . آفتاب می آمد دلیل آفتاب . آن روز پنجمین زادروز پسر دایی گلت امیرعلی جان عزیزمان بود . تقویم را دیدم . پنج سال پیش هم اتفاقا سه شنبه بود . میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست . این تلاقی ، یک اتفاق مبارک بود و نوید یک مسافرت ویژه را می داد . بای بای

قرار حرکتمان غروب همان روز بود . نماز مغرب و عشا را خواندیم . زنگ آیفون بصدا درآمد . آماده تر از همیشه بودیم جلیل آقا هم با خانواده محترم شان دل بازکنان آمدند . یاد شعر زیبای حافظ افتادم . دیدار شد میسر و ... آقا رضا ماشاألله برای خودش مردی شده است ندا کوچولو هم بزرگ شده است . خانواده ای مهربان و باوقار ... خدا حفظشان کند . خاطرات چمخاله برای سه کوچولوهایمان زنده می شد .

بار و بندیل را بستیم و شدیم یک خانواده پرجمعیت و براه افتادیم . آن شب هوا خوب و خنک بود . مامانی برای شام سالاد اولویه درست کرده بود . دستش درد نکند خوشمزه بود . خوردیم و خدا را شکر کردیم .بای بای

هدف گذاری این مسافرت دو روز دریا بود . کمپ ساحلی بابلسر انتظارمان را می کشید . پرس و جوکنان پیدایش کردیم . یک ساعت به بانگ سحر باقی بود . کمپ شلوغ و پر از مسافران به خواب رفته ، شوق سفر را دوچندان می کرد . هوا لطیف و دل انگیز بود . ما هم اطراق کردیم و بعد از نماز صبح ساعتکی در سپیده دمانش آرمیدیم .... خواب

صدای بمِ از خواب بیدارکن استراحتگاه ساحلی  ، بموقع بیدارمان کرد . آنسوتر ، خورشید روز پانزدهم شهریور دریا را گرم می کرد و آماده برای شنا . دریا می گفتیم و دریا می شنیدیم .

بابلسر زیباترین شهر ساحلی مازندران است . این روزها ساحلش حال خوشی ندارد . بیمار و آلوده است . حیف این ساحل که مدیریتش ضعیف است . عزیزم ! دریای خزر بزرگ ترین دریاچه جهان است و محبوب‌ترین تفرج‌گاه مردم ایران . پسماندهای گردشگران بی ملاحظه ، سواحل زیبای خزر را از چشم می اندازد . مسئولان باید فکری بکنند .شاکی

طرح آقارضا جواب داد . از ماشین ها برای علم کردن سایبان استفاده کردیم . پس از صرف صبحانه غرولند کنان دل به دریا زدیم و سیری شنا کردیم . با اینکه آبش سبزه می زد و ماسه اش سریش بود و ساحلش بی ریخت و پلاژچی هایش وقت نشناس و صاحب اسبش بدعنق و آب آشامیدنی هم نداشت ، ولی پسر گلم ! دریا دریاست . دل را می تکاند ، روح را صاف می کند و غم و غصه را می گیرد و آدم را به خود می آورد . دریا همیشه دریاست . با دریا مهربانی کن. آیندگان نیز دریا می خواهند .منتظر

دایی فیروز آداب مسافرت را مو به مو رعایت می کند . شعورشان ذاتیست . طبق معمول پسماندهایمان را جمع کردیم و از غروب دریا جا ماندیم .

شیرگاه ما را به خود می خواند . دلمان برایش لک زده بود . برای مردمان قدکوتاه مهربانش ، برای جنگل های سبز و بهشت گمشده اش برای آبشار پلنگ دره اش ، برای حیاط دل بازکن ویلای قشنگش . دنجی ویلایش قیمت ندارد .

حوالی ساعت 9 شب به شیرگاه سلام کردیم و کلید ویلا را تحویل گرفتیم .

دست باغبانش مریزاد به سر و روی باغچه هایش حسابی دست کشیده بود . بوستان شده بود . گلستان تراسش فقط بلبل نداشت . اطاق های محل استراحت مشخص شد .آرام

شکم هایمان قار و قور می کرد . من و تو و آقا رضا مأموران خرید شام شدیم . رفتیم و با یک بغل ساندویچ برگشتیم .

آن شب هم مثل همه شب های شیرگاه شب نشینی کردیم و خوش گذراندیم . سه کوچولوهایمان بیدار بودند و از شادی در پوست خود نمی گنجیدند . خداوند هیچ خانه ای را بی کوچولو نکند . به رسم نیک پارسال دستی به سر و روی سرویس های بهداشتی کشیدیم .

خورشید روز شانزدهم شهریور 96 با عجله از پشت درختان شیرگاه سرک می کشید تا بیادماندنی ترین خاطره توشمال 96 را نظاره کند .قه قهه

آقا جلیل هرگز آن روز را فراموش نمی کند . نانوای شیرگاه فقط 2 بال کم داشت تا پرواز کند وقتی شنید پنجاه بربری می خواهیم . اگر نبود دعای خیر پدر و مادرهایمان و 10 تایش را پس نمی دادیم حالا حالاها داستان داشتیم و مامان و زندایی و خاله های امیرعلی که بماند در و دیوارهای شیرگاه نیز برایمان می خندیدند . چشمک

خانواده محترم آبجی بزرگ زندایی هر لحظه به شیرگاه نزدیک می شدند . جمع مان جور می شد . با دنیایی از صفا و مهر آمدند و چشممان را روشن و قلبمان را شاد کردند . هرچند شرمنده خاله مریم اینا شدیم که خیلی هم مشتاق بودیم بیایند .

صبحانه دورهمی آنروز خنده بازار بود . بربری خران از بربری خوران بیشتر خندیدند . آقا جلیل به اندازه چند سال خندید .مامان می گوید شانس با بابا یار بود اگر شاهکار بربری حماسه بابا بود کلکسیون سوتی هایش تکمیل می شد .خجالت

آری گر ز حکمت ببندد دری   ز رحمت گشاید در دیگری

بعد از آن شارژ روحی ، بی بلال راهی پلنگ دره شدیم . بلال فروش های شیرگاه دست هایشان را شسته و به قیلوله رفته بودند . انجیرهای سرراهی رسیده و خوشمزه اش حسابی چسبید .

کم آبی رودخانه نتوانست عیشمان را به هم ریزد . کودک درون همگی بیدار شده بود . بزرگ و کوچک همه باهم آب بازی کردیم و آقا محمد از همه بیشتر . خوشمزهخوشمزه

عکس های جورواجور گرفتیم . جای عمو صادق اینا و دایی اسلام اینا حسابی خالی بود . سماور ذغالی آقا محمد جای خالی قلیان خاله سعیده را پر میکرد .

مدیریت محترم برنامه ترتیب پختن آش رشته را داد و بابا با آب و تاب شروع کرد به تعریف کردن سرگذشت سوری .  همایش پشه های شمال دیدنی بود . سبز

بربری ها را هی می شمردم . تمام بشو نبودند . هر کس بیشتر بربری می خورد آدم خوبی به نظر می رسید . آقاجلیل از همه دوست اشتنی تر بود .

آن شب هم مثل تمام شبهای توشمال خوش گذشت . حس خوبی داشتیم . قبل از ساعت 12 پنجشنبه شب به ویلا برگشتیم . جمعه تولد داشتیم و ترافیک برنامه . گزینه مناسب استراحت بود .

رعد و برق نیمه شبان خواب از چشم های بابا ربود و تماشای باران از تراس ویلا آرامش از دست رفته اش را پس می داد . از صدای بلند اذان مسجد جامع شیرگاه هم خبری نبود . همه چیز آرام بود . نماز خواندم و خوابیدم .

زندایی می گوید نزدیک سپیده ، باران رفت و باغچه پر از پروانه شد .

خورشید روز هفدهم چشمک می زد . دل تو دلمان نبود . زود بیدار شدن در شمال یک هنر است . آن روز همه هنرمند بودند . همگی برای جشن تولد امیرعلی سنگ تمام گذاشتند . جشن

با دایی فیروز رفتیم و کیک تولد تهیه کردیم . خداییش تراس ویلا به یک ویلا می ارزد . آذینش کردیم یکی بادکنک باد می کرد یکی گلدان ها را می چید و بابا موهای امیر را مرتب می کرد . آقا محمد کیک را برید و پخش کرد . حضور ایشان و خانواده محترمشان یک نعمت بود . آقا جلیل با شوخی ها و مزه ریزی هایش واقعا گل کاشت . ندا و رضا و خاله لیلا هم زحمت زیادی کشیدند . تو و مامان هم که دیگه نگو و نپرس . شور و شعف و شادمانی موج می زد . کادوهای تولد یکی از یکی زیباتر بودند . یک بار هم در سال 93 برای ماه تمام من همینجا تولد گرفتیم . یادش بخیر ... محبت

به بهشت گمشده رفتیم . سد نیمه جانش التماس باران می کرد . عکس های دسته جمعی اش آب دل انداز است و زیباتر از همیشه . حرف گوش نکردن هایت هنگام عکس گرفتن دل بابا را هری ریخت و ناخواسته به زندایی تشر زدم . خدا به راه راست هدایتم کند .

دریا چشم براهمان بود . صدای خروش چپک رود به گوش می رسید . سر راه از دخترک دستفروش جمعه بازار بلال گرفتیم . بماند که نمی دانستیم بلال هایش مثل خودش ژولیده بودند . خنده

دایی فیروز مسیرها را چشم بسته می رفت . مپ و نت و گوشی کولاک می کرد . از ، سر بیرون آوردن از ماشین و آقا ببخشید و آدرس پرسیدن و ... خبری نیود . زندایی سیم ثانیه مسیر ها را مشخص می کرد . به جویبار سلامی دوباره کردیم . دریا طوفانی بود و موج هایش خروشان . دل به دریا زدی و سیری شنا کردی . کنترل کردنت سخت بود . امیرعلی هم خوب شنا می کرد . فقط موج های خروشان چپک رود می توانست زنگار یکسال زندگی آپارتمانی را از تنمان بیرون کند .

آقا محمد اینا لباس شنا نداشتند و باحترام طوفان و رعایت حال و راحتی همراهان به آب نزدند و تماشا می کردند . دو دریای توشمال 96 رضایت کوچولوها را جلب کرد و مدیر از همه راضی تر بود . مدیر مدیره ایول ... خود مدیره ایول ... مدیر متشکریم .

 اولین شب دریایی را تجربه می کردیم . وسط بازی ساحلی حالمان را سرجا آورد . حسرت بدل بدمینتون بازی ماندیم . شبانه به شیرگاه برگشتیم . کوچولوها و آقارضا و امیرحسین حریف خستگی نشدند و عطای بلال را به لقای خواب بخشیدند بی حوصله

شب نشینی در مسافرت و توشمال عالم دیگری دارد . ذغال های بلال محفل را گرم می کرد . از سوتی های معروف بابا رونمایی شد . رب گوجه شبیه افسانه هاست و سیم کارت امیران حالم را می گیرد و لنگر قایق و حماسه بلال 93 شادابم می کند . آن شب ، شب آخر اقامت آقا محمد اینا بود . همگی گل گفتیم و گل شنیدیم .

صبحانه گرم روز هجدهم دستپخت خاله منیره بود . چند کاسه عدسی خوردن من و تو تعجب نداشت صبحانه نخورها هم خوردند . واقعا خوشمزه بود دست آشپزش درد نکند .تشویق

هنوز طعم میوه های ارزان و شیرین شیرگاه ذائقه ام را قلقلک می دهد . 2 تومنی بونشان بیشتر حال می داد . راستی نگفتم امسال سال فراوانی میوه بود و در شیرگاه انگور و شلیل و آلو و هلو و ... باهم برابر و برادر بودند .

به کمک آقا جلیل آلاچیق ویلا را مرتب کردیم و ساعات خوشی را در آنجا گذراندیم . آنروز ، عید غدیر بود . جشن ولایت مولی الموحدین امیرالمؤمنین امام علی(ع). آقا جلیل با نفس گرم و صدای زیبایشان مجلسیان را خوشحال و باحال می کرد .  جشن

بعد از گپ و گفت و آواز ، آنورتر بانوان مشغول تاب بازی شدند . آقا محمد به کمک دایی فیروز بساط جوجه کباب را آماده کردند . بعد از صرف ناهار آقا محمد اینا خداحافظی کردند و رفتند که رفتند . میهمان آمدنش خوب است رفتنش بد است .

غروب آخرین روز شیرگاه آبستن حادثه بود . مادرهایمان مشغول نماز بودند که خطر از بیخ گوش هایمان گذشت . ای خدا متشکریم .محبت

شیرگاه گردی و شستن چادر مسافرتی ، بعضی ها را خسته کرد و آبگوشت سرآشپز را نخوردند و خوابیدند . صبح روز یکشنبه آقا جلیل اینا را بدرقه کردیم و مشغول جمع کردن چادر شدیم و بالاخره جمع کردیم . بار و بندیل را بستیم و نماز ظهر را خواندیم و شیرگاه را به خدا سپردیم و به راه افتادیم .

یهو هوای دریاچه شورمست به سرمان زد . یکی از آرزوهای خیلی وقت ها پیش مدیر جامه عمل می پوشید . شش کیلومتر با پل سفید فاصله دارد . اولین بار که سربالایی های مسیر رفت و پیچ های ناترازش را به جان می خری با خودت می گویی حتما جای خوبی است و ارزش رفتن را دارد و وقتی رفتی و رسیدی تازه به خودت می گویی حیف که اینهمه سال نیامدیم . زیبا

انعکاس تصویر کوههای پوشیده از درختان اطراف دریاچه ، منظره چشم نوازی را خلق می کند . نگهبان فراموشکارش برای ورود ماشین 5 هزار تومان می گیرد و اگر قبضش را گم کنی دوباره 5 هزار تومن می طلبد . ته مانده خوردنیها را قبل از ناهار خوردیم و عکس گرفتیم و به سمت تهران حرکت کردیم .

قبل از ساعت 12 شب به خانه رسیدیم . خدا را به خاطر توشمالی دیگر شکر می گوییم . دست دایی فیروز درد نکند . از مدیر محترم مسافرت های توشمال و همه همراهان صمیمانه تشکر می کنیم .بای بای

 




[موضوع : مسافرت های شمال]
[ دوشنبه 6 آذر 1396 ] [ 13:49 ] [ مامان و بابای حسین ]

ماه تمام من کلاس دوم ابتدایی را با موفقیت هر چه تمامتر در دبستان قدس به پایان رساند .
همه نمراتت خیلی خوب بودند .
با تشکر از معلم گرامی تان سرکار خانم باحقوق و تشکر از مامان عزیزت که همواره جهت تکامل و نورانیت ماه تمام من سنگ تمام می گذارد .
و صد البته تبریکات شایسته و تشکر از دردانه قلبم حسین «ماه تمام من» ...تشویقمحبتبغلبوس

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 2 آذر 1396 ] [ 12:19 ] [ مامان و بابای حسین ]

سلام گل پسر مهربان بابا !
مرداد امسال به همراه دایی فیروز اینا برای دیدن تئاتر کمدی خسیس به پردیس تئاتر تهران رفتیم .
تئاتر خیلی قشنگی بود با کارگردانی خانم مریم کاظمی همان کارگردان تئاتر ماه پیشونی و بازی زیبای حسین محب اهری...

نمایش «خسیس»  به نویسندگی «ژان مولیر» و با ترجمه، طراحی و کارگردانی مریم کاظمی  در سالن اصلی پردیس تئاتر به روی پرده رفت .

نمایش «خسیس» تازه‌ترین اثر گروه تئاتر «مستقل» به سرپرستی مریم کاظمی داستان مرد ثروتمندی است به نام هارپاگون که همسرش مرده و پسری به نام کلئانت و دختری به اسم الیز دارد. پول‌‌های هارپاگون به جانش بسته‌ تا حدی که آن‌ها را زیر خاک پنهان می‌کند و روزانه چند مرتبه به آن سر می‌زند. کلئانت عاشق دختری به نام ماریان می‌شود؛ ولی قبل از این که جریان ازدواج خود را با پدرش در میان بگذارد، متوجه می‌شود پدرش هم می‌خواهد با ماریان ازدواج کند. الیز هم عاشق والر است و والر برای این که از سوی هارپاگون به دامادی پذیرفته شود، در نقش مستخدم وارد خانه او می‌شود تا نظرش را جلب کند ...

در این نمایش حسین محب اهری، جمشید جهانزاده، ساقی زینتی، افشین زارعی ، هومن رهنمون ، میلاد ورجاوند، عرفان میدانلو، حسام کلانتری، نازنین صفا، مهراد زمانی، فاطمه خدابنده لو، سعید قره داغلی، حسن همتی، مهدی رمضانی، شادی کارآیین، نرگس صفامنش، سمیه بیگی، سعید طاهرخانی، مجید مظفری، تانیا زارع، امیر فلاحی راد، ایمان مسعود، پارسا سوهانی، شقایق اصلانی، پدرام قره خانی، بیتا اتفاق، سما احمدی، سبا کریمیان ایفای نقش می کنند. همچنین امیرعلی بنی هاشم، باران خسرو نژاد، مانی مصحفی، فریماه کیهانی، افرا فردافشار بازیگران خردسال این اثر هستند .

 

 

 



[موضوع : سال هشتم زندگی حسین]
[ پنجشنبه 2 آذر 1396 ] [ 11:46 ] [ مامان و بابای حسین ]

تیر ماه امسال توفیق شد به شهر مشاغل لی لی پوت برویم.
برامون خوش گذشت .
دست زندایی درد نکند بابت برنامه ریزی .
سرزمین لی لی پوت اولین شهر مشاغل و مرکز تخصصی بازی و سرگرمی کودک می باشد.
آموزش های شهروندی در قالب بازی به کودک و برگزاری جشن های ویژه کودکان و خدمات مرتبط با کودک در این مرکز انجام می شود.

لی لی پوت شهر مشاغل بچه ها غرفه های زیاد و جذابی داره که شغل های مختلف همراه وسایل کاربردیشون در ابعاد کوچک برای استفاده همه بچه ها مهیا شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[موضوع : سال هشتم زندگی حسین]
[ پنجشنبه 2 آذر 1396 ] [ 11:30 ] [ مامان و بابای حسین ]

سلام و عرض ادب فرزند عزیزم !
غیبت بابا را ببخشید .
باز هم مدرسه اش دیر شد .
چند وقتی است تمرکز ندارم ...
دستم به قلم نمی رود .
جبران مآفات می کنم .
روزهای سختی پشت سر گذاشتیم .
ألیس الصبح بقریب؟...!!!...

22خرداد امسال به کمک و لطف الهی اولین جلسه تکواندو در باشگاه امداد را شروع کردی .
یک شروع خوب برای ادامه یک زندگی خوب .
پسرم ! سرزندگی و نشاط لازمه یک زندگی خوب است .
روندگی و جنبندگی شرط لازم برای زندگی است .
انسان باید همیشه در حال رشد و تکاپو باشد .
بعد از 2 ماه موفق به اخذ کمربند زرد شدی و این روزها انشاءالله برای گرفتن کمربند سبز آماده می شوی .
باشگاه تکواندوی امداد چسبیده به مدرسه تان است و استاد عباسی یکی از بهترین اساتید تکواندوی تهران مربی تان است و استاد قربانی نیز به ایشان کمک می کنند .
انشاءالله به امید موفقیت های بیشتر ...

محبتبغلبوس



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 2 آذر 1396 ] [ 10:40 ] [ مامان و بابای حسین ]

نتیجه تصویری برای تصاویر متحرک نیمه شعبان

جمعه بیست و دوی اردیبهشت 96 مصادف با روز فرخنده نیمه شعبان سعادتی حاصل شد تا با ثبت نام از طریق کانال گردشگران مکتشف ، خانوادگی به پارک دلفیناریوم برج میلاد پایتخت برویم . تخفیف ویژه 62 درصدی بلیط ، انگیزه مان را بیشتر می کرد . روز شاد و پرهیجانی بود . خیلی برایمان خوش گذشت . باهوشی و مهربانی خصیصه ذاتی دلفین های برج میلاد است .

جای امیرعلی اینا خالی بود البته آنها قبلا دو بار رفته بودند و اینبار نیز ما را زندایی ثبت نام مان کرد . دست ایشان هم درد نکند .

 

دلفیناریوم برج میلاد نخستین دلفیناریوم غیر ساحلی در خاورمیانه و مرتفع ترین دلفیناریوم جهان ، دارای با تجربه ترین مربیان خاورمیانه در حد استاندارد های بین المللی است.

این پارک یکی از جاذبه های گردشگری تهران می باشد و از طریق تکنولوژی شبیه سازی شده آب اقیانوس، قابلیت نگهداری انواع پستانداران دریایی را در پایتخت ایران فراهم کرده است .

در حال حاضر در این پارک ، دو دلفین به نامهای آلفا 6 ساله و کاسیا 3 ساله زندگی می کنند . آلفا و کاسیا هر دو دختر هستند . شیر دریایی اش خجالتی بود و برای نمایش حاضر نشد به میان جمع بیاید . مربیان هم اصرار نکردند .

 

زندگی دلفین ها

دلفین‌ها پستاندارانی دریازی از راسته آب‌بازسانان هستند .

آنها حیواناتی باهوش ، شاد و بسیار بازی گوش اند و این بازی گوشی ناشی از هوش بسیار بالای آن هاست، این حیوانات سال های سال است که نظر محققان را به خود جلب کرده اند و تا به حال اطلاعات جالبی در مورد آن ها کشف شده است.

دلفین ها از جمله حیوانات ما قبل تاریخ به شمار می روند.  بدن دلفین‌ها در طی میلیون‌ها سال به تدریج برای زندگی در آب تطابق یافته است.

اجداد دلفین ها 50 میلیون سال پیش زندگی کرده و کمی شبیه گرگ ها بوده اند. آن ها در ابتدا در آب های کم عمق زندگی و شکار می کرده اند، اما به تدریج و کم کم خود را برای زندگی در آب های عمیق وفق داده اند.

دلفین ها خانوادگی زندگی می کنند. خانواده ی دلفینی معمولا توسط اعضای نر خانواده هدایت می شود. آنها برای ادامه  زندگی به هم کمک می کنند؛ برای مثال وقتی یک دلفین به سن رشد می رسد، اعضای خانواده با تشکیل گروه یک مدرسه  خانوادگی تشکیل می دهند و به او می آموزند که چگونه شکار کرده و خود را برای سفرهای دور و دراز آماده کند.

دلفین ها از سیستم انعکاس صدا برای کسب خبر استفاده می کنند، به این صورت که آنها از خودشان صدا تولید می کنند و بازگشت پژواک صدا به سوی دلفین ها، اطلاعات مفیدی درباره ی محل غذا، محدوده ی خطر، حیوانات قاتل و صخره های مانع به آنها می دهد.

 

 

 

 



[موضوع : سال هشتم زندگی حسین]
[ چهارشنبه 3 خرداد 1396 ] [ 14:42 ] [ مامان و بابای حسین ]

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

«اولو تانری نین آدی ایله»

اورییمــــله باجارمـــــــــــــــــیرام او گوزلره ویریلمیشام


لیل سو کیمی آخیب گلیب  سنده دوروب دورولمشام


 

سلاملار سایقیلار نازلی بالام . گون آیدین .

گئجه لر کئچیب گونوز اولدولار .

ببه لر بلکدن چخب بیزه تئز قوشولدولار . 

شانلی گونلر ، گوزلرین تیکیب سن دؤین  یولا ، آرخایین باخیر یول گوزتلیری .

سگگیز صفالی یازلار ، سگگسیز چلیملی یای لار ، سگگیز گوزل پاییزلار ، سگگیز بورانلی قیشلار ، گوزلزین قیسیب ، کئچدی گئتدیلر .

آی پیتوویم ! داها سنسیز خیال گمی لریم یول گئدنمز .

داها سنسیز یاشایابیلمه رم . داها سنسیز قالابیلمه رم .

سن بنیم دامارلاریمداکی قانسان . سنی بن چوخ سئویوروم .

 

http://atasheentezar.persiangig.com/عاشورا/new_folder/جدا

کئچن جوماخشامی ، امیرعلی بالامین بویوک خالاسی  ، اوز دیله یی  یاپیلماسینا ، بیزی ، دایی فیروز گیلی ، اکبرآقاگیلی ، هابئله حسن آقاگیلی ؛ امام بالاسی زبیده خاتون حضرتلری نین قوللوغونا  قوناق چاغیرمیشدیلار .

زبیده خاتون ، شیعه لرین اونومجی پیشواسی جواد حضرتلری نین ، دوققوز یاشیندا سئویملی قیزیدی .

ظالیم عباسی خلیفه سی بنی هاشم طایفاسین مدینه شهرینده چوخ اینجیدیردی . 

 زبیده خاتون حضرتلری دورت یوز نفرله مدینه شهریندن کؤچوب  ، ایرانا گلیب ، اصفهانلا قم آراسیندا ، ظالم عباسی خلیفه سی نین عسگرلری ، اونلارین کروانینا هجوم گتیریب داغلارین آراسیندا بیر بیر قانلارینا بلشدیریبلر . اولو تانری روحلارین شاد ائله سین  .

محمدآقانین عائله سی نئچه گون قاباخدان چوخ چالیشیب ، دوزگون تدارک گؤرمیشدی ، هابئله چوخ یئمه لی آش پیشیریب زایرلر آراسیندا پارلاشدیردی .

 

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها

 

آخشام چاغی ، بیرلیک ده نیاسر شهری نین گوزل آبشارینا ساری یول سالیب ، شیرین شیرین خاطیره لر یاراندیلار .

بنیم آی پیتوویم سئوینه جک آبشاردا چوخ چابالادی . اویناماقدان دویوردی می . آبشارین گؤلونده چیممکدن ساری چوخ قول قاناد چالیردی.

بودا بیزیم بیر ماجرامیز . قوناق چاغیران ، قوناق گلن ، قوناق آپاراندان تشککور ائدیرم .

 

 

بیگانه دیلی اولسادا بال آغـــزیمی سانجار

اؤز دوغما دیلیمدیرکی شیریندیر منه بالدان

 

 

 

 

 



[موضوع : آنا دیللی پـؤستلار]
[ چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ] [ 17:56 ] [ مامان و بابای حسین ]

یاغدی یاغیشلار، بانلادی گوشلار ، ایسلاندی داشلار

سن هاردا گالدین، سوندی گولوشلر، سولدو باخیشلار

 

 

  اوره ییمین پارالاری  آی پیتوویم حسین ! گونلرین بیر گونونده ، مین اوچ یوز دخسان آلتینجی گونش ایلی نین فروردین آیی نین ایگیرمی بئشینده  ،  آینی گونو آذر شهر ایلن عجب شیر  کووشنینده بیر یامان یاغیش یاغدی .

یاغیش آخشام چاغی چوخالیب سئل گلیب داغلاری آشیب داشدی .آذربایجانین باغری قان لاله لرین شاختا ورب ائلیمیزین اوبامیزین باشینا قارا سالیب آذربایجانی یاسا باتیردی .غمناکغمناکغمناک

 

شهریار سؤیله دیگی سئللر سولار شاقیللیب آخدیلار . سئللر کورپولری بیر بیر سیندریب فیرتینا کیمین  یوردوموزون چوللرین کئچیب گلیب یوردداشلاریمیزین قاپ پاجالارین دؤویدو .

او چاغریلمامیش اوزلو قوناق عجب شیرین چنار کندی نین ائولرینه تپیلیب گیردی. سونرا آذربایجانین قیرخ سگگیز داردا قالان طرلان بالاسین آرامیزدان سئچیب آپاردی . باشی طوفانلی سهندین نئچه دلی جیران بالاسی دا ایتگین اولوب بیر نئچه سیده یارالاندی .

آذربایجانین قیرخ سگگیز دورناسی آرامیزدان گئتدی . اونلارین جان یاندیران اؤولومی اورکلر ائوین یاسا باتیردی . اولو تانریم اونلاری باغیشلاسین ، ها بئله عایله لرینه دوزوم وئرسین .

آذربایجان سنین باشین ساغ اولسون . آذرشهر ، عجب شیر ، چنار باشین ساغ اولسون .

سارایین دردی خان چوبانی گینه آغلاتدی اوغول . آمما دای خان چوبان تک قالمادی .

بیر ائل بیر آذربایجان خان چوبانیلا سس سسه وئریب یازیق نیسگیللی  آذربایجانا آغلادیلار .

نتیجه تصویری برای تصاویر متحرک تسلیتنتیجه تصویری برای تصاویر متحرک تسلیتنتیجه تصویری برای تصاویر متحرک تسلیت


 آمما ائشیت بو تایدا اورمو گؤولوندن .

سوسوزلوخدان دیل دوداغی ائشیگه چیخیب دوزلاریندان بالام وای سسی گویه قاخدی . آخی اورمو گؤولوندن تکجه دوز پارچالاری قالمیشدی . دریا دوزلاری سئللره سولارا یالواردی . آماندی یوردومون یازیق اینسانلارین اینجیتمه گینن . اونلار شهریار سئوگی لری ، آتا بابکین ائولادی کوراوغلونون ایزلریدور . اونلار باکری نین باجی قارداشلاری دی. 

آمما  دیلسیز آغیزسیز اورمو گؤولونون سوزلرین سئللر ائشیتمه دیلر .

اورمو گؤولونه یبر دامجی سو گلدی . اورمو گؤولو آغلادی لای لای چالیب اوخشادی :

 

یاغ آی یاغیش یاغگینان آذربایجان باغری قان  .

دامجی لارین سپ اوزومه سن یاشاییش یارادی سان

فلک آلیب قراریمی سن بو ائلین قراری سان 

یاغ آغ یاغیش یاغگینان چنارا داغ سالگینان

یانیر داغلی کونوللر  کوزلری ایسلاتگینان

یاغ آی یاغیش یاغگینان آذربایجان باغری قان. 

 

 

 



[موضوع : آنا دیللی پـؤستلار]
[ پنجشنبه 31 فروردين 1396 ] [ 14:44 ] [ مامان و بابای حسین ]

نتیجه تصویری برای شکلک سلام

سلام و صد سلام ای کبک مستم

میان کبک ها دل بر تـــــــــو بستم

فرزند گلم ماه تمام من حسین ! چه روز پدری شد روز پدر امسال ...!!!...؟؟؟

یک روز پدر عالی و بی نظیر ...

روز سه شنبه 22 فروردین 96 ، سیزدهم ماه رجب به یک روز فراموش نشدنی تبدیل شد .

 اینبار نیز مثل همیشه دایی فیروز اینا گل کاشتند .

هر روزی که  جمع خانواده های رفیعی و فریور و خانی جور می شود  آن روز بوی تفریح می دهد بوی شادابی و بوی زندگی .

خداوند سلامتشان کند . خانواده سه باجناق گل دایی فیروز مهربان را می گویم و دایی اکبر  امیرعلی جون .

با صفا و صمیمی . بیرنگ و بی ریا . خاکی و خودمانی . شریف و اصیل ، خونگرم و مهربان .

فرزند عزیزم ! انسانیت خریدنی نیست آدم باید خودش داشته باشد .

و اما روزها یکی یکی می گذرند و خاطرات زیبا و شیرین یکی پس از دیگری در وبلاگ ماه تمام من ثبت می شود .

اگر بگویم در پس همه این خاطرات زیبا ، ردپای مهربانی های خانواده دایی فیروز  گلت دیده می شود گزاف نگفته ام . هر چه از محبت های زندایی بزرگوارت که روز پدری کشان کشان بردنمان پارک سرخه حصار بگویم باز هم کم است .

و چه تدارکی دیده بودند . خداییش اگر نمی رفتیم از جیبمان می رفت و البته خانواده دایی اکبر امیرجون هم زحمت زیادی کشیدند .

روز پدر و سیزده بدر باهم بود و تو و امیرعلی و فاطمه و محمد طاها و مهدی و هستی ، سیری بازی کردین و به اندازه ما بزرگترها خوش گذراندین .

 چایی های ذغالی تنه گنده و سمج و سفت درختی که اکبر آقا آورده بود در پارک سرخه حصار قیمت نداشت .

جوجه کباب آن روز طعم بخصوصی داشت و آن روز خیلی خیلی خوش گذشت ...

 

نتیجه تصویری برای شکلک سلام

پارک ملی سرخه حصار یکی از قدیمی ترین شکارگاه های ایران است که در شرق تهران محدوده منطقه 13 قرار دارد. این پارک منطقه ای کوهستانی است با مساحتی درحدود ۹۱۶۸ هکتار، مرکب از دشت ها، تپه ماهورها و ارتفاعات بلند که ارتفاع آن از 1220 متر تا 2147 متر متغیر است.

آبنمای سنگی، مسیر دوچرخه سواری، آلاچیق،کمپ بازپروری معتادان، سالن کشتی، کلینیک گل و گیاه، مسیر آموزش ترافیک از امکانات موجود در این بوستان است.

پارک سرخه حصار به علت نزدیکی به ناحیه گرمسیری ورامین از یک سو و متاثر از ارتفاعات البرز مرکزی از سوی دیگر و به دلیل داشتن پستی و بلندی های بسیار از نظر پوشش گیاهی دارای سیمای متفاوتی است.

پرندگان موجود در سرخه حصار نیز شامل حواصیل خاکستری، حواصیل شب، بوتیمار، اگرت بزرگ، سرسبز، اردک ارده ای، خوتکا، اردک نوک پهن، فیلوش، عقاب ماهیگیر، کورکور، قرقی، طرلان، عقاب طلایی، عقاب شاهی، سارگپه، کرکس، دال سیاه، دلیجه، بالابان، بحری، شاهین، آبچلیک و‌ آبیا است.

 

خزندگان و دوزیستان مار کرمی، کور مار دوسر، مارآتشی، مارپلنگی، ماردستی، مار آبی، مارشتری، شترمار،یله مار، تیرمار،سوسن مار، افعی شاخدار ایرانی، افعی کوفی، قورباغه معمولی، وزغ سبز در این پارک زیست می کنند.

تاثیر بسیار بالای این منطقه در کاهش آلودگی هوای شهر تهران اهمیت این پارک ملی را دوچندان می کند.

 

 

نتیجه تصویری برای شکلک خداحافظی

 



[موضوع : سال هشتم زندگی حسین]
[ پنجشنبه 31 فروردين 1396 ] [ 12:53 ] [ مامان و بابای حسین ]

نتیجه تصویری برای شکلک سلام

حسین "ماه تمام من" سلام ای عزيزترين مونس و اي نازترين همدم مامان و بابا.

لحظه لحظه هاي عمرمان با یاد تو شیرین می شود و سطر سطر خاطراتمان با نام تو پر می شود .

تو را در صفحه صفحه دفتر دلمان ورق مي زنیم و تو را مي خوانیم .

وقتی تو ؛ ساده و نازنين ، رخ به رخ ، مامان و بابا را نگاه مي كنی آشيانه روحمان در گردباد عشق تو ويران می شود و صداي قناري خوش آواز قفس قلبت ما را مست و مدهوش مي کند .

در کورسوی قحطی مهر زمان ، فقط صداي پر مهر قلب تو گوشمان را پر می کند و نواي دلفريب تو آشيانه قلبمان را لانه خود ساخته و نجواي دلربايت آن می آورد بر سرمان تا ديگر نه صدايي از كسي بشنویم و نه روي ديگري را ببينیم .

اي كاش نگاه معصومانه ات و نواي روح نوازت اينگونه آرام و قرار از مامان و بابا نمي ربود و آشیان قلبمان را فرو نمی ریخت تا تو را مي بردیم و هزار توي آن را به تو مي نماياندیم .

 

یک بعد از ظهر جمعه بارانی بهمن 95 در تهران فرصت بسیار خوبی است تا به بازدید موزه حیات وحش هفت چنار تهران رفت و زیبایی های طبیعت را در قالب هنر تاکسیدرمی از نزدیک دید . یکی از تفریحات سالم و برنامه های خوب و مفرح زمستان سال 95 باز هم به همت و برنامه ریزی زندایی عزیزت و بازدید از موزه آثار طبیعی و حیات وحش هفت چنار شکل گرفت .

Liebe linien

 

موزه حیات وحش هفت چنار یکی از موزه‌های حیات وحش شهر تهران است که در خرداد ماه سال 1376 به عنوان موزه آثار طبیعی و حیات وحش هفت چنار تهران در زمینی به مساحت 7693 متر مربع و زیربنای 2683 مترمربع در یکی از محله‌های قدیمی تهران به نام بریانک در خیابان قزوین افتتاح شد .

علت نامگذاری منطقه هفت چنار به این نام، به وجود درخت چنار کهنسالی باز می‌گردد که قطر آن به 7 متر می‌رسد و هفت تنه دارد و در کنار چشمه ای بوده که اکنون آن چشمه خشک شده است و بجای آن اکنون سقاخانه‌ای در مجاورت درخت ایجاد شده تا هم درخت از آن سیراب شود و هم رهگذران از آن استفاده کنند.

 

این مجموعه ترکیبی از معماری قدیمی، فضای سبز و موزه حیات وحش است. ساختمان قدیمی و زیبای موزه را می توان جزء یکی از مفاخر معماری به یادگار مانده از اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی دانست. همچنین فضای سبز آن یادگاری از باغ های قدیمی و زیبای تهران است.

 

موزه حیات وحش این مجموعه تلفیقی از نمونه های زنده و غیر زنده بی مهرگان، مهره داران، آبزیان، خزندگان، پرندگان و پستانداران است .

موزه آثار طبیعی و حیات وحش هفت چنار شامل بخش های مختلفی است که به شرح زیل می باشد:

نمونه های غیر زنده

نمونه های غیر زنده بی مهره گان شامل: اسفنج ها، نرم تنان، خارتنان، سخت پوستان و حشرات است.

نمونه های زنده و تاکسیدرمی شده

آبزیان

آكواریوم موزه هفت چنار كه به شكل غاری پر پیچ و خم با پنجره های آکواریومی و زیبا ساخته شده، شامل انواع ماهی های آب شیرین متعلق به رودخانه های سراسر دنیا است که در میان آنها می توان به ماهی های بدن فلس، ماهی های گوشتخوار و درنده و ماهی های زنده زا اشاره كرد.

خزندگان

از خزندگان مجموعه می توان به راسته مارها و سوسمارها و لاك پشتان اشاره کرد. نمونه هایی از خزندگان ایران و سایر نقاط جهان در معرض دید قرار دارند.

پرندگان

پرندگاه مجموعه به صورت زنده و تاکسیدرمی شده در مجموعه نگهداری می شوند که شامل گروه ها و خانواده های مختلف پرندگان اعم از آبزی و خشكی زی هستند.

نمونه هایی از خانواده های گوناگون از قبیل خانواده كلاغ، خانواده مرغابی، خانواده قرقاول، پرندگان شكاری و انواع گنجشگ سانان كه تعدادی از آنها از خارج از ایران و از گروه ها و زیستگاه های مختلف در موزه به صورت زنده نگهداری می شوند. از انواع پرندگان می توان به اردك ها، قوها، غازها، فلامینگو، كبك، قرقاول و طاووس اشاره کرد که بسیاری از آنها در این محیط به زاد و ولد می پردازند.

پستانداران

انواع مختلفی از پستانداران وحشی علفخوار و گوشتخوار به صورت تاکسیدرمی شده در سالن این مكان نگهداری می شوند.

پستانداران تاکسیدرمی شده مجموعه را می توانید به صورت تمام بدن، سر و گردن، تخته پوست، شاخ و جمجمه ببینید. از این مجموعه می توان به انواع قوچ، كل، شوكا، مرال، خرس قهوه ای، آهو و جبیر، گربه سانان نظیر شیر، پلنگ و یوز پبنگ آسیایی و علفخورانی نظیر بوفالو، گورخر ایرانی و انواع آنتیلوپ ها اشاره کرد.

كارگاه تاكسیدرمی

علاقمندان می توانند در سالن تاكسیدرمی با طریقه علمی و عملی تاكسیدرمی پرندگان و پستانداران آشنا شوند. همچنین از نمونه های پرندگان و پستانداران تاکسیدرمی شده که در سالن به نمایش گذاشته شده بازدید نمایند.

 

زمین شناسی و آثار طبیعی

بخش زمین شناسی و آثار طبیعی موزه هفت چنار را سنگ ها و كانی های مختلف با منشاء آذرین، رسوبی و دگرگونی تشکیل می دهند. فرمول شیمیایی هر سنگ به همراه كاربرد و معادن مربوطه آن ذکر شده است.

در این بخش مجموعه ای از فسیل بی مهرگان كه متعلق به ادوار گذشته می باشند نیز به چشم می خورد.

از سایر بخش های متنوع موزه می توان به سفره خانه، قهوه خانه سنتی و کتابخانه موزه که شامل 4500 جلد کتاب تخصصی و عمومی می باشد، اشاره کرد. دانش پژوهان علاقمند می توانند با عضویت در کتابخانه مجموعه از خدمات آن بهره مند شوند.

 

البته یادم رفت بگویم قبلا از طرف مدرسه (کلاس اول) باتفاق همکلاسی هایت از موزه دیدن کردید .

همچنین پسر عمه عزیزت مسعود دمدمه های عید مهمان افتخاری مان بودند که باتفاق بابا از موزه دیدن کردیم .

 

 

 



[موضوع : سال هشتم زندگی حسین]
[ پنجشنبه 31 فروردين 1396 ] [ 11:06 ] [ مامان و بابای حسین ]

فرزند عزیزم حسین ماه تمام من !

سلام نور دیدگانم .

جونم عرض کند برایت که عید نوروز امسال در زادگاه مامان و بابا برای همه مان خوش گذشت .

پسر دایی گلت رادین کوچولوی عزیز در ساعت ۲ بامداد روز سی ام اسفند در بندر بوشهر بدنیا آمد و دایی اسلام صاحب سومین فرزند پسر شد . همینجا تولد ایشان را نیز تبریک می گوییم .

رادین عزیز تولدت مبااااااااااااااااااااااااااااااااااارک ... .

روز دوم فروردین به دعوت عمه معصومه به اتفاق جمعی از خانواده های خانعلی توره مه سی در خانه ایشان دور هم جمع شدیم و پس از صرف ناهار ، با ابتکار عمه معصومه جشن تولد برای هشت کوچولوی فامیل (به ترتیب از راست : مینا ، فاطمه ، حسین "ماه تمام من" ، امیر ، ریحانه ، فاطمه ، مبینا و مائده ) برگزار شد .

تولد تولد  تولدتان مباااااااااارک باد .....

آری امسال بازار تولد حسابی گرم بود . تولد در تولد بود . آخرش چه شود خدا می داند . niniweblog.com

 

یادش بخیر سالن غذاخوری ستایش عجب شیر و صرف ناهار بمناسبت تشریف فرمایی کربلایی جلیل آقا(باجناق گرامی دایی فیروز و دوست عزیز بابایی) و خانواده محترم ایشان از کربلای معلی. مجدد به ایشان زیارت قبول می گوییم . انشاألله روزی ما و همه نیز  بشود . الهی آمین

 

روز سیزده فروردین پارک همیشه رازی تهران باتفاق خانواده محترم دایی فیروز عزیز و مادر زن من و مادر زن دایی اسلام که از سفر بوشهر برمی گشتند و افتخار پذیرایی از آنها را داشتیم .



[موضوع : سال هشتم زندگی حسین]
[ پنجشنبه 17 فروردين 1396 ] [ 14:17 ] [ مامان و بابای حسین ]

عکسهای متحرک عید, نوشته متحرک نوروز, عکس متحرک سال جدید, عکس و متن متحرک, جملات متحرک نوروز, شکلک عید نوروز, آیکون متحرک عید

امسال جشن های زیبا و شاد ، یکی پس از دیگری در مدرسه بمناسبت های گوناگون برایتان برگزار شد .

شاید از همه زیباتر و پرخاطره تر جشن نوروز 96 باشد .

جشن نوروز 96 علاوه بر همه قشنگی هایش دو مناسبت داشت .

یکی آغاز بهار و عید باستانی نوروز و دیگری جشن تولد برای همه بچه های کلاس .

 یک رسم خوب و عالی به پیشنهاد معلم گرامی تان و همت  نمایندگان محترم کلاس .

 برای تک تک بچه های کلاستان جشن هشت سالگی برگزار گردید .

همینجا از زحمات معلم گرامی تان سرکار خانم باحقوق ،  مدیر محترم مدرسه جناب آقای قاسمی ، ناظم محترم مدرسه سرکار خانم جعفری و چهار خانم محترم نماینده کلاس تان  که در برگزاری این جشن سنگ تمام گذاشتند تشکر می گردد .

 

Gifs Animés gateaux anniversaire 19



[موضوع : کلاس دوم ابتدایی]
[ پنجشنبه 17 فروردين 1396 ] [ 12:06 ] [ مامان و بابای حسین ]


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





[موضوع : کلاس دوم ابتدایی]
[ چهارشنبه 16 فروردين 1396 ] [ 15:58 ] [ مامان و بابای حسین ]


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





[موضوع : سال هشتم زندگی حسین]
[ چهارشنبه 16 فروردين 1396 ] [ 15:52 ] [ مامان و بابای حسین ]


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





[موضوع : کلاس دوم ابتدایی]
[ چهارشنبه 16 فروردين 1396 ] [ 15:06 ] [ مامان و بابای حسین ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ســـــــــــلام میهمـــانان عزیـــــــــــز . به وبلاگ حسین "ماه تمام من" خوش آمـــــــدید امیدواریم لحظات خوبی را در اینجا سپری کنید . حسین جون در ساعت 15:45 روز یکشنبه دهم خرداد سال 88 در بیمارستان مریم تهران زمینی شد پدر و مادر حسین آذری و مقیم تهرانند بدلیل شدت علاقه مون به آزاده مرد بزرگ تاریخ اسمش را حسین انتخاب کردیم . حسین از نوزادی شیرین و دوست داشتنیه و براحتی تو هر دلی میشینه . حسین عزیز ! خاطرات کودکی هایت را ثبت می کنیم تا وقتی بزرگ شدی بخوانی و بدانی که همه شور و شوق زندگیمان فقط تویی.... دوستت داریم ...""فدای مهربونیات""
آرشيو مطالب
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 9
بازدید دیروز : 42
بازدید هفته گذشته : 245
کل بازدید : 138109