حسین ماه تمام منحسین ماه تمام من، تا این لحظه 9 سال و 9 ماه و 26 روز سن دارد
حـــلمــاجـــونحـــلمــاجـــون، تا این لحظه 1 ماه و 7 روز سن دارد

💖حـــــلما و حســــین💖

فَاللّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ

🌸بهار زندگے من🌸

بهار زندگے من ، اولين بهار زندگے ات مبارك باد ... 💗💖💗 با تمـام مـداد رنگـے هـاے دنـیا بـه هـر زبـانے که بـدانے یـا نـدانے ! خـالے از هـرتشبیہ و استعـارہ و ایهـام … تنهـا یکــ جملـہ برایـت مے نويسم : دوستت دارم فرزند عزیزتر از جانم!💖 روزگارت بر مراد  روزهایت شاد شاد  آسمانت بے غبار سهم چشمانت بهار قلبت از هر غصہ دور بزم عشقت پر سرور بخت و تقدیرت قشنگ عمر شیرینت بلند  سرنوشتت تابناك جسم و روحت پاك پاك💖💗 ...
2 فروردين 1398

🎂💖ماجراي تولد حلماجون💖🎂

شب از نیمه گذشته بود ... بهمن 97 ،  تازه وارد بيست و نهمين روز زندگي خودش ميشد ... مامان قبراق و سرحال بود . مثل یک پرنده سبکبال ...  انگار که نه انگار صبح که از راه برسد فارغ می شود . شوق دیدار سراپای وجودش را قرق کرده بود . یه کوچولو هم بگی نگی استرس داشت ... کوله بارش را یک بار دیگر وارسی کرد . آخرین گفتنی ها را به آناجون گفت ...  باز هم ماه تمام من را سفارش کرد . فکر و ذکرش پیش گل پسر نازنینش بود که مبادا نصف روزی کم بگذارد بابا برایش ... پلکهایش سنگین شد . طبق عادت ، دیر وقت به خواب رفت تا دیگر  دلش شور نزند . به ریسمان امید چنگ زد تا در ماهور خیال  صدای گریه های نی نی نازش را بشنود ... بغلش کند و...
29 اسفند 1397

🎆🎇نه ماه منهای یک روز🎇🎆

   خــــرداد موسم مهمانی خدا بود همه چیز از یک نامه شروع شد... به سفارش یک دوست در شب نوزده به خدا نامه نوشتیم . دقیقه نودِ نامه تو را خواستیم و  چیزهای دیگر و  نامه را لای قرآن  گذاشتیم ... تقدیر مقدر بود .  به دلمان افتاد که می آیی بیدرنگ ؛ سوار بر اسب امید ... راستی اینم بگم در یک سپیده دم رمضانی دهه هفتاد سوره یوسف را که خواندم خواب ، بابا را در ربود . خوابت را دیدم ... یک قصر بلور بود و بهشتی که تک ناز فرشته اش؛ آری تو بودی ... چشمهایت را ازبر کردم . شبیه هیچ چشم دیگری نبود ... تقویم ورق خورد و خورد ... بیست و پنج سالی گذشت ... دلتنگ رضا شدیم ... بعد از هفت سال حرمان ، دعوتنامه سلطان بدستمان رسید...
16 اسفند 1397

شش سال تکرار نشدنی برای انسان سازی

بدون شک مهم‌ترین تضمین کننده‌ی داشتن جامعه‌ای با اصول و معیارهای درست تربیت انسانی و اسلامی در آینده، توجه و تلاش برای پرورش نسلی پرورش یافته و آگاه به اصول تربیتی است. تا چندی پیش، نظام آموزشی و مدرسه را مهم‌ترین نهاد برای آموزش چنین اصولی به آینده‌سازان جامعه‌ی ما می‌دانستند. و البته فعالیت‌های فراوانی هم در راه نِیل به این هدف در سیستم آموزشی کشور ما ایجاد شد.  علوم روانشناسی رشد و ترب...
8 اسفند 1397

دخترم حلماجان عزیزم خوش آمدی ...

  نوزادی که به دنیا می‌آید باید بارها و بارها او را نگاه کرد و از لابه‌لای دست‌های کوچکش و انگشتان ظریف پاهایش شگفتی آفرینش را دید و با خود تکرار کرد که « فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ » آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است ...  سوره مؤمنون آیه ۱۴ ماه تمام من حسین عزیزم ! فکر می کنم وقتی مامان برگه آزمایش را به دست دکتر داد و بانوی متخصص به او گفت که در ماههای آینده صاحب فرزندی خواهد شد به ذهنش رسید واي که چقدر دلش يك دانه دختر می خواهد و همسری چقدر دل دل می کند و بهانه پشت بهانه می آورد و آسمان ریسمان میکند تا خداوند از فضل خویش یک دختر برایشان ارزانی کند ... دو سه ماهی گذ...
29 بهمن 1397

❤️❤️چالش عکس نی نی وبلاگی❤️❤️

سلام ماه تمام من ! بین تمام چالش های دنیا چالش عکس های نی نی وبلاگی تو رو عشقس ...   اولین عکس  نی نی وبلاگی گل پسری آپلود شده در تاریخ 1392/04/08     آخرین عکس نی نی وبلاگی گل پسری آپلود شده در تاریخ 1397/09/26   چشم‌هایت عطری دارند گیج کننده از همان‌ها که پلک می‌زنی و یک‌باره جهان به بوی مردمک‌های خوش رنگت عطری دلچسب می‌گیرد!💗💖💟 فرزندم آرزویم این است : نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اند...
7 بهمن 1397

🍁🍂 بدرقه پاییز🍁🍂

ماه تمام من دیگه وقتش رسیده آرام آرام  پاییز زیبارو را   بدرقه کینم برگ های رنگ به رنگ  درختهای کوچه و خیابون از سردی آغاز زمستون دارن   تند تند میریزن راستی تو هم دلت یه جورایی تنگ پاییز نمی شود .!.؟   عاشق پاییز زیبای خدام   یادت باشد یک کاسه آب پرکنی باهم دودستی  پشت سر پاییز ...
26 آذر 1397

داستان زندگی

    گل پسری در ایستگاه آخر دهه اول زندگی ،  برای خوب زندگی کردن آماده می شود .  عزیزم ! زندگی طولانی ترین داستان دنیاست . نمی شود زودتر صفحه آخرش را خواند . باید برای دانستن آخر داستان، تمام عمر و هستی ات را صرف خواندنش کنی .  بـــاید از دلواپسی , نگرانی و تردید دست بکشی . باور کنیم همه چیز درست خواهد شد شاید نه آنگونه که ما انتظار داریم بلکه آنگونه که صلاحمان هست... . میدونم که زندگي سخته ولي تو باید از اون هم سخت تر باشی ... یادت که می ماند خدا عشق است ، تنها عشق خداست . در زندگی عاشق خدا باش . یک دله نه که صد دله...  ...
22 آبان 1397

🌴ناگهان چه زود دیر میشود !...؟🌲

  و ناگــــــــ ـهـــ ان چـــ ه زود دیـــــ ر شُـــ د ... شَـــــ صت و ســــ ه روز از تـــــ لخـــــ تَرین روز زندگـــــــ یمان گـُـــــــــ ـذشت ... وای کـــــ ه  این شـَـــــــ صت و ســــــ ه روز چه سَخت  گــــــ ذشت ... الـــــــــــــــهی به تــَــــ مام دلــــــ های بـــــ ــــی قـــــــــــــــ رار آرامــــــــــــــــ ش ارزانــــــی کن !   به انــــــــــ دازه تــَــــــ مــــام گَــــلوهـــ ای بـــــی صِـــــ دا دلـــ 💗 م بـــ رایـــ ت تـ  ـ نگ اســــ ت بــــــــــــ 💗 رادر   کـُـــــــ جایی آخَـــــ ر مـــــــ همانی خُــــــــــــ دا مــــ گر تــــــ ...
3 آبان 1397

🍂🍁پاییز هم آمد ...🍂🍁

حضرت پاییز بفرما که دلم تنگ توست ...🍂🍁 "ماه تمام من" چشم هایمان را روی هم گذاشتیم پاییز هم آمد ...🍂🍁  می بینی بابا فصل ها چه عوض می شوند !!!... جای آلو را خرمالو می گیرد پس چرا جای دلتنگی را دلتنگی می گیرد...؟؟؟ ...!!!  فرشته زیبای مادرنام پاره تنش را به کارخانه انسان سازی می برد . بجای خواب شیرین صبحگاهی  کیف نازدانه اش را با "ازجلو نظام خبردار" پر می کند . معلم رؤیا می بافد تا تو روزی از همه جلوتر باشی ...   امان از این بوی پاییز و آسمان ابری! که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچکس دیگری &hel...
16 مهر 1397